نویسنده موضوع: مباحث آزاد  (دفعات بازدید: 5238 بار)

aketabi

  • Moderator
  • Newbie
  • *****
  • ارسال: 8
  • Karma: +0/-0
  • این شهدا هستند که به دیگران حیات می بخشند
مباحث آزاد
« : نوامبر 05, 2012, 01:20:57 pm »
این شهدا هستند که به دیگران حیات می بخشند
شهید آوینی می گوید:" شهدا، شاهد بر باطن و حقيقت عالمند و هم آنانند كه به ديگران حيات مي بخشند."


شهید دیروز من جسمت را تشییع کردم و تو روحم را .....
و تو چه زیبا فضای شهر را طراوت بخشیده بودی
که حتی درختان شهر نیز مست از رایحه ی تو بودند
دستم را که به تابوت تو زدم ....... تو نیز روحم را لمس کردی
و کربلایی کردی
مقدمت مبارک
« آخرين ويرايش: نوامبر 05, 2012, 01:41:08 pm توسط aketabi »

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #1 : نوامبر 08, 2012, 12:53:31 pm »
تمام اشکهای من

برای شستشوی جاده های انتظار توست

و چشمهای من

فدای گامهای استوار تو...

اللهم عجل لولیک الفرج
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

jhemmati

  • Full Member
  • ***
  • ارسال: 123
  • Karma: +0/-1
  • نام: jalil
  • نام خانوادگی: hemmati
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #2 : نوامبر 22, 2012, 12:38:35 pm »



در منطقه فکه پیکر شهید 16 ـ 17 ساله‌ای را پیدا کردم که زیر لباسش برجسته

بود؛ وقتی دکمه‌هایش را باز کردم یک کتاب و دفتر زیر لباس گذاشته بود. کتابى که

10سال تمام، با شهید همراه بوده است، کتاب فیزیک بود.یکى از روزها، در منطقه

عملیاتى «والفجر یک» در ارتفاع 112 فکه، محورى که نیروهاى گردان خندق لشکر

27حضرت رسول صلى‌الله علیه وآله وسلم، عملیات کرده بودند، صحنه بسیار

عجیبى دیدم که برایم جالب و تکان دهنده بود.

از دور پیکر شهیدى را دیدم که آرام و زیبا روى زمین دراز کشیده و طاق باز خوابیده

بود؛ سال 72 بود و حدود 10 سال از شهادتش مى‌گذشت؛ نزدیک که شدم، از قد و

بالاى او تشخیص دادم که باید نوجوانى باشد حدود 17 - 16 ساله.
بر روى پیکر، آنجا که زمانى قلبش در آن مى‌تپیده، برجستگى‌اى نظرم را به خود

معطوف کرد؛ جلوتر رفتم و در حالى که نگاهم به پیکر استخوانى و اندام

اسکلتى‌اش بود، در گودى محل چشمانش، معصومیت دیدگانش را مى‌خواندم،

آهسته و با احتیاط که مبادا ترکیب استخوان‌هایش بهم بریزد، دکمه‌هاى لباس را باز
کردم؛ در کمال حیرت و تعجب، متوجه شدم یک کتاب و دفتر زیر لباسش گذاشته

بوده؛ کتاب پوسیده را که با هر حرکتى، برگ برگ و دستخوش باد مى‌شد،

برگرداندم؛ کتابى که 10 سال تمام، با شهید همراه بوده است، کتاب فیزیک بود.

 یک دفتر که در صفحات اولیه آن بعضى از دروس نوشته شده بود؛ خودکارى که لاى

دفتر بود، ابهت خاصى به آنچه مى‌دیدم، مى‌داد؛ نام شهید بر روى جلد کتاب نوشته

بود.مسئله‌اى که برایم خیلى جالب بود، این بود که او قمقمه و وسایل اضافى

همراه خود نیاورده و نداشت، ولى کسب علم و دانش آن قدر برایش مهم بوده که

در بحبوحه عملیات کتاب و دفترش را با خود جلو آورده بوده تا هرجا از رزم فراغتى

یافت، درسش را بخواند



ramezani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 2670
  • Karma: +16/-7
  • نام: مجتبی
  • نام خانوادگی: رمضانی
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #3 : دسامبر 31, 2012, 08:47:27 pm »
با سلام و احترام
توی اینترنت خیلی گشتم تا یه متن خوب در تجلیل از مقام پدر و مادر پیدا کنم . هر چی میدیدم بیشتر  متن های نوشته شده برای سنگ قبر آنها بود تا تجلیل از وجود نازنین این دو نعمت بزرگ الهی . شما هم بگردید و ببینید !!!
وای بر من ، وای بر ما که تا هستند نمی بینیمشان و وقتی نیستند...
این متن رو تقدیم می کنم به تمام پدران و مادران خوب جهان،
پدرو مادرانی که زنده اند و تا هستند باید دستانشان رو بوسید..
عمرشان دراز باد!
و آنها که رفته اند و باید بر خاکشان گل اشک نشانید..
روحشان شاد باد!

مادر، اگر دعاي شبانگاهيت نبود               من در لهيب آتش غم مي گداختم
مادر، اگر گناه نبود اين به درگهت              بي شک تو را به جاي خدا مي شناختم
****
یاد آمدم که در دل شبها هزار بار            دست نوازشم به سر و رو کشیده بود
از خود برون شدم به تماشای روی او        کی لذت وصال بدین حد رسیده بود
چون محو شد خیال پدر از نظر مرا            اشکی به روی گونه زردم چکیده بود 

حیفم اومد این متنو ننویسم بیایید با هم عهد کنیم همین امروز اگر نمیشه در اولین فرصت بریم و دستاشونو ببوسیم دستانی که اگر کفر نباشد دستان خدا هستند . ( خجالت نداره به خدا ) و اگر در بین ما نیستند :
( یادشان سبز است و برای شادی روحشان فاتحه ای تلاوت کنیم )

nazly

  • مهمان
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #4 : ژانویه 11, 2013, 12:04:29 am »
تمام اشکهای من

برای شستشوی جاده های انتظار توست

و چشمهای من

فدای گامهای استوار تو...

اللهم عجل لولیک الفرج

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #5 : ژانویه 27, 2013, 11:23:51 am »
آخرین جملات افراد مختلف قبل از مرگ
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

ramezani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 2670
  • Karma: +16/-7
  • نام: مجتبی
  • نام خانوادگی: رمضانی
طلب بخشش
« پاسخ #6 : فبریه 28, 2013, 03:30:41 pm »
خدایا ما را ببخش بخاطر همه درهایی که زدیم و هیچ کدام در خانه تو نبود

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
آدم وحوا
« پاسخ #7 : مارس 07, 2013, 10:08:41 am »
از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود. و مکافات این وسوسه هبوط بود.
فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.
انسان گفت: اما من به خود ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است. 


خدا فرمود: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد، زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و از باطل، از خطا و صواب، و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه... و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود.
و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت. انسان دست هایش را گشود و خدا به او اختیار داد. 


خدا فرمود: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداشِ به گزیدن توست. عقل و دل هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی.
و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را. و این آغاز زندگی انسان بود

 
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #8 : مارس 17, 2013, 12:03:24 pm »
دیده ازدیدارخوبان برگرفتن مشکل است .

 هرکه رااین نصیحت میکند بی حوصله است.

تعبیر یک سکوت، سکوتی سرد وسنگین ، سکوتی که طلسم شب را  می شکند و لبان ترک خورده و پرچین مادربزرگ را با زمزمه ای آرم و ملایم می نوازد. سکوتی عجیب در پس سایه ای ازحریر بی رنگ که ستار شب را با طنینی و حشتناک میان زوزه باد رها می کند. فریادی پرده سیاه شب را می درد، گویی که دیو شب نه افسانه باشد و نه قصه ای که از سر عادت برای کودکی نجوا می شد. شب جادوئی تازه می زاید و باز سکوت بر طبل وحشت جولان می دهد. پایان این شب شوم کجاست؟ عریانی این سکوت تورا تا کدامین قبرستان می کشاند؟ تازیانه این وحشت  تا به کجا می گریزاندت؟ تا به کی وجدان خفته ات را یارای نفس کشیدن نیست؟ گریز از این همه اوهام تا کجا؟ مگر نه اینکه خدا فرمود: ای انسان،همانا تورا پاک آفریدیم .

حال نوبت من و توست که طعم پاک بودن را بچشیم تنها کافی است نه گفتن را هم بیاموزیم.

مواظب خودت،دلت،نگاهت،چشمات،زبونت باش.
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #9 : مارس 30, 2013, 10:17:28 pm »
چشمانت را بشوی, خدا همه جا هست
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #10 : آپریل 22, 2013, 12:33:39 pm »
حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است .
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #11 : آپریل 24, 2013, 11:10:59 am »
قــــدر لـحـظـه ها را بـــدان

زمـــانـی مـی رســد کــه تــــو دیـــگـر قــــادر نـــیستی بــگـویـی :

” جــــبـــران مــی کـــنم “
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

zmohseni

  • Newbie
  • *
  • ارسال: 27
  • Karma: +0/-0
  • نام: زهره
  • نام خانوادگی: محسنی
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #12 : جولای 08, 2013, 09:18:49 am »
در ملکوت اعلا جز شهید زنده نیست و حیات دیگران اگر هم باشد به طفیل شهداست. سید شهیدان اهل قلم شهید

مرتضی آوینی
ولایحیطون

irhotelbooking2

  • Newbie
  • *
  • ارسال: 1
  • Karma: +0/-0
    • هتل آپارتمان
  • نام: هتل تهران مشهد
  • نام خانوادگی: هتل تهران مشهد
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #13 : می 14, 2017, 11:53:16 am »
ما مدیون شهدا هستیم