نویسنده موضوع: مباحث آزاد  (دفعات بازدید: 6718 بار)

smmoosavi

  • Moderator
  • Jr. Member
  • *****
  • ارسال: 95
  • Karma: +0/-0
  • نام: سید مصطفی
  • نام خانوادگی: موسوی
مباحث آزاد
« : نوامبر 19, 2012, 10:09:31 am »
با عرض سلام
خواهشمند است هرگونه بحث آزاد در این قسمت قرار گیرد.
« آخرين ويرايش: نوامبر 19, 2012, 12:12:39 pm توسط smmoosavi »

nazly

  • مهمان
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #1 : ژانویه 06, 2013, 06:22:54 am »
کوچه ای را بود نامش معرفت"
مردمانش بامرام از هرجهت...
سیل آمد کوچه را ویرانه کرد 
مردمش را با جهان بیگانه کرد...
هر چه در آن کوی بود از معرفت
شست وبا خود برد سیل بی صفت
از تمام کوچه تنهایک نفر
خانه اش ماندوخود جست از خطر...
رسم وراه نیک هر جابود وهست
از نهاد مردم آن کوچه است...
چون که دراندیشه تو این گونه ای "حتم دارم بچه ی آن کوچه ای....... ;)

setayesh

  • مهمان
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #2 : ژانویه 08, 2013, 02:28:49 am »
سلام
من تازه عضو شدم
این روزا دلم اونقدر گرفته که حال و حوصله هیچ کاری رم ندارم.خیلی جاها اشتباه کردم و تاوانشو پس دادم.اما اینبار فرق میکنه و فکر می کنم تاوانش مرگ دیر رس و تحمل بیشتر این دنیاست.
برام دعا کنید :'( :'( :'( :'( :-[ :-[ :-[

nazly

  • مهمان
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #3 : ژانویه 23, 2013, 02:41:16 am »
فدات بشم دوست خوبم چرا ناراحتی خودم شیفتهایی که مشکل داری رو میام جیگر :-X :-X :-X :-* :-* :-*

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #4 : فبریه 04, 2013, 12:24:12 pm »
یه آشی برات بپزم…

در کتاب (سه سال در دربار ایران) نوشته دکتر فووریه٬ پزشک مخصوص ناصرالدین شاه، مطلبی نوشته شده که پاسخ این مسئله یا این ضرب المثل رایج بین ماست.
او نوشته: ناصرالدین شاه سالی یک بار (آنهم روز اربعین) آش نذری می‌پخت و خودش در مراسم پختن آش حضور می‌یافت تا ثواب ببرد. در حیاط قصر ملوکانه اغلب رجال مملکت جمع می‌شدند و برای تهیه آش شله قلمکار هر یک کاری انجام می‌دادند. بعضی سبزی پاک می‌کردند. بعضی نخود و لوبیا خیس می‌کردند.
عده‌ای دیگ‌های بزرگ را روی اجاق می‌گذاشتند و خلاصه هر کس برای تملق و تقرب پیش ناصر الدین شاه مشغول کاری بود. خود اعلیحضرت هم بالای ایوان می‌نشست و قلیان می‌کشید و از آن بالا نظاره‌گر کارها بود. سر آشپزباشی ناصرالدین شاه مثل یک فرمانده نظامی امر و نهی می کرد. بدستور آشپزباشی در پایان کار به در خانه هر یک از رجال کاسه آشی فرستاده میشد
و او می‌بایست کاسه آن را از اشرفی پر کند و به دربار پس بفرستد. کسانی را که خیلی می‌خواستند تحویل بگیرند روی آش آنها روغن بیشتری می‌ریختند. پر واضح است آن که کاسه کوچکی از دربار برایش فرستاده میشد کمتر ضرر می‌کرد و آنکه مثلا یک قدح بزرگ آش (که یک وجب هم روغن رویش ریخته شده) دریافت میکرد حسابی بدبخت میشد.
به همین دلیل در طول سال اگر آشپزباشی مثلا با یکی از اعیان و یا وزرا دعوایش میشد٬ آشپزباشی به او می‌گفت: بسیار خوب! بهت حالی می‌کنم دنیا دست کیه! آشی برات بپزم که یک وجب روغن رویش باشد.
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

؟؟؟؟؟؟؟

  • Full Member
  • ***
  • ارسال: 134
  • Karma: +3/-0
  • xxxxxx
  • نام: ????
تک جمله
« پاسخ #5 : فبریه 15, 2013, 02:29:26 am »


من افلاطون را دوست دارم ولی حقیقت را بیشتر از او

ارسطو

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
گفتگو با خداوند
« پاسخ #6 : فبریه 25, 2013, 11:45:41 am »
در رؤياهايم ديدم كه با خدا گفتگو مي كنم
خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفتگو كني؟
من در پاسخ گفتم : اگر وقت داريد
خدا خنديد : وقت من بي نهايت است
در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟
پرسيدم : چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟
خدا پاسخ داد : كودكيشان
اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند عجله دارند كه بزرگ شوند
بعد دوباره پس از مدتها آرزو مي كنند كه كودك باشند
اينكه آنها سلامتي خود را ا ز دست مي دهند تا پول به دست آورند
و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست بياورند
اينكه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند
و بنابراين نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده
اينكه آنها به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نمي ميرند
و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند
دست هاي خدا دستانم را گرفت
براي مدتي سكوت كرديم
و من دوباره پرسيدم : به عنوان يك پدر
مي خواهي كدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟
او گفت : بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد
همه كاري كه مي توانند بكنند اينست كه اجازه دهند كه خودشان دوست داشته باشند
بياموزند كه درست نيست كه خودشان را با ديگران مقايسه كنند
بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب آنان كه دوستشان داريم ايجاد كنيم
اما سالها طول مي كشد تا اين زخمها را التيام بخشيم
بياموزند كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد
كسي است كه به كمترين ها نياز دارد
بياموزند كه انسانهايي هستند كه آنها را دوست دارند
فقط نمي دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند
بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند اما آن را متفاوت ببينند
بياموزند كه كافي نيست كه فقط آنها ديگران را ببخشند
بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند
من با خضوع گفتم : از شما به خاطر اين گفتگو متشكرم
آيا چيز ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند؟
خداوند لبخند زد و گفت
فقط اينكه بدانند من اينجا هستم
هميشه
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

setayesh

  • مهمان
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #7 : مارس 05, 2013, 04:38:07 am »
بوی گند خیانت تمام شهر را گرفت.......
مردهای چشم چران،زن های خاءن،پسرهای شهوت ران،دخترهای پول پرست،پس چه شد آدمیت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چیدن یک سیب و اینهمه تقاص؟بیچاره آدمیت...........
بعضی وقتا فکر میکنم که شیطان حق داشت سجده نکرد.

shaparak

  • Newbie
  • *
  • ارسال: 17
  • Karma: +0/-0
  • نام: G
  • نام خانوادگی: G
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #8 : مارس 06, 2013, 04:09:30 pm »
به خودت رجوع کن

setayesh

  • مهمان
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #9 : مارس 12, 2013, 03:36:01 am »
وجودبعضی آدمایاطراف انسانو به این افکار وا میداره...................

shaparak

  • Newbie
  • *
  • ارسال: 17
  • Karma: +0/-0
  • نام: G
  • نام خانوادگی: G
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #10 : مارس 13, 2013, 01:19:56 am »
بایدهمیشه خودتو جای اون فردی بزاری که داری براش چاه میکنی .وبدان که ممکنه این اتفاق برای خودت هم بیفته یعنی همین چاه برای خودت کنده بشه همکار محترم

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره....
« پاسخ #11 : مارس 13, 2013, 10:50:31 am »
فقط دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه سالمی یامریضی.


اگر سالم هستی، دیگه چیزی نمونده که نگرانش باشی؛


اما اگه مریضی، فقط دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه دست آخر خوب می شی یا می میری.


اگه خوب شدی که دیگه چیزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛

 
اما اگه بمیری، دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه بهبهشت بری یا به جهنم.
اگر به بهشت بری، چیزی برای نگرانی وجود نداره؛

 
ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان

 قدیمی می شی که وقتی برای نگرانی نداری!


پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره!!

 
امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی  :)
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
همسفر
« پاسخ #12 : مارس 14, 2013, 07:50:15 am »
به نام نامی تو...

توی یک دنیای کاغذی میون این همه مترسکهای جور واجور فقط یکی ست وتنها یک نفر که می تواند با تو تا انتهای جاده زندگی هم سفر شود. هم سفری بی ریا، بی آلایش و تزویر. تو ،آری تنها خودت. دستهایت را برایش تکان بده،از این که خودت را می بینی احساس غرور کن،قدمهایت را محکم اما سریع تر بردار . سرت را بالاتراز نقطه من نگه دار چرا که تنها خودتویی که بر چهره ات نقاب نداری. به خودت لبخند بزن، حرف بزن، کمی باورش کن. با او هم سفر شو و حتی ذره ای به قدمهایت شک نکن، میان راه مبادا تابلوهای ایست ، ورود ممنوع تورا از رفتن منع کند مبادا فریب دور زدن ممنوع را بخوری. اینها  درهای شکست است تو باید الفبای شکست را خط بزنی حال دستانش را بگیر و بی هیچ چرایی به دنبالش برو.این تویی، خودتو . بیا که آخر خط بی صبرانه منتظرت هستم بیا تابا هم نعره شادیمان را به آسمان پرواز دهیم، بیا که می دانم میتوانی. شاهدم ، آرزوها و رویا های خود توست . شک نکن، فقط بیا. اگر ازت پرسیدم به خودت چه نمره ای می دی؟ با افتخار بگو: ۲۰. پرسیدن چرا؟بگو: اشتباه کردم اما از تک تک اشتباهاتم یه پل ساختم تا به باور رسیدم من دیو خطا هایم را کشتم تا ققنوس خوشبختی و ایمان رسیدم راستی دوست خوبم اگه قصد سفر کردی اگه خواستی با خودت همسفر بشی کوله بارت رو از کلمه های نمی تونم، نمی شه، غیر ممکنه، سخته، تهی کن جاش بنویس باید بتونم باید بشه... دفتر خاطراتت یادت نره

بی هیچ کلامی آخر خط یعنی ایستگاه آخر با اون لبخند قشنگت می بینمت.
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*

setayesh

  • مهمان
پاسخ : مباحث آزاد
« پاسخ #13 : مارس 14, 2013, 08:47:46 pm »
سلام jazire .فکر نمیکنم حرف من ربطی به چاه کندن داشته باشه.(به خودت رجوع کن)

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
مراحل درس خوندن یک دانشجو :
« پاسخ #14 : مارس 16, 2013, 10:41:01 am »
خوابیدن روی جزوه
گرفتن مشکلات و نواقص گل های قالی
جمع کردن آشغال های ریز و درشت اطراف زمین
خاک گیری گوشه های موبایل
گرفتن چندین عکس با گوشی از خود در حالت های مختلف و در ژست درس خواندن
اس ام اس بازی با بچه های کلاس که هر کدوم چقدر درس خوندن
خوندن یادگاری های جزوه که رفقا سر کلاس نوشتن
بد گفتن به درس و دانشگاه و در آخر هم خسته شدن و رفتن و یه چیزی خوردن!
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*