نویسنده موضوع: دکتر شریعتی  (دفعات بازدید: 1710 بار)

sedaghat

  • مهمان
دکتر شریعتی
« : سپتامبر 03, 2013, 11:16:01 am »
مگر نمیدانی بزرگترین دشمن ادمی فهم اوست؟تا میتوانی خر باش تا خوش باشی!

 

انسان اهنگی است که خدا سروده

 

در دنیا و اخرت جز از خود از هیچ کس نباید ترسید.

 

بزرگی و کوچکی عمل ارزش ندارد.جهت عمل است که ارزش دارد.

 

تقوا تنها سلاح مجاهد است و تهت تنها سلاح منافق.

 

ادم هایی که هیچ وقت احتیاج به تنهایی ندارند معمولا ادم ها ی کم مایه ای هستند.

 

ان ها که رفتند کاری حسینی کردند و ان ها که ماندند باید کاری زینبی کنند و گر نه یزیدی اند.

 

شهادت رسالت حق پرستان در عصر نتوانستن هاست.

 

اخرت محصول طبیعی دنیا است.

 

وقتی بود نمیدیدم.وقتی میخواند نمیشنیدم...وقتی دیدم که نبود ...وقتی شنیدم که نبود...

 

زندگی کوچک تر از ان بود که مرا برنجاند و زشت تر از ان بود که دلم بر ان بلرزد.

 

با همه چیز در امیز و با هیچ چیز امیخته مشو.در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.


lshoja

  • Moderator
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 198
  • Karma: +1/-3
پاسخ : دکتر شریعتی
« پاسخ #1 : می 08, 2014, 09:56:35 am »
نظر استاد شریعتی درخصوص تفاوت عشق با دوست داشتن

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

عشق یک فریب بزرگ و قوی است
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بي انتها و مطلق

عشق در دریا غرق شدن است
دوست داشتن در دریا شنا کردن

عشق بینایی را می گیرد
دوست داشتن بینایی می دهد

عشق خشن است و شدید و ناپایدار
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

عشق همواره با شک آلوده است
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم
از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد

عشق تملک معشوق است
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست

lshoja

  • Moderator
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 198
  • Karma: +1/-3
پاسخ : دکتر شریعتی
« پاسخ #2 : می 08, 2014, 10:08:42 am »
اشیاء برای استفاده شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
در حالیكه امروزه از انسانها استفاده می شود و اشیاء دوست داشته می شوند.

lshoja

  • Moderator
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 198
  • Karma: +1/-3
پاسخ : دکتر شریعتی
« پاسخ #3 : می 08, 2014, 10:29:56 am »
اگر دروغ رنگ داشت
هر روز شاید
ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت
عاشقان سکوت شب را ویران می کردند
اگر به راستی خواستن توانستن بود
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند
همیشه می توانستند تنها نباشند
اگر گناه وزن داشت
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد
تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی…
و من شاید کمر شکسته ترین بودم

اگر غرور نبودچشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند
و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان
جستجو نمی کردیم
اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم
اگر خواب حقیقت داشت
همیشه خواب بودیم
هیچ رنجی بدون گنج نبود…
ولی گنج ها شاید
بدون رنج بودند
اگر همه ثروت داشتند دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگران از سر جوانمردی
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی می مرد…
اگر مرگ نبود همه کافر بودند و زندگی بی ارزش ترین کالا بود
اگر ترس نبود، زیبایی نبود و خوبی هم شاید
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…
اگر کینه نبود قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
اگر خداوند یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
 

lshoja

  • Moderator
  • Full Member
  • *****
  • ارسال: 198
  • Karma: +1/-3
پاسخ : دکتر شریعتی
« پاسخ #4 : می 15, 2014, 08:55:49 am »
خدایا ! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان

 اضطراب های بزرگ، غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن
 
لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و درد های عزیز بر جانم ریز.

tajhizyar

  • Newbie
  • *
  • ارسال: 1
  • Karma: +0/-0
    • تجهیزات آزمایشگاهی
  • نام: ساسان
  • نام خانوادگی: شهابی
پاسخ : دکتر شریعتی
« پاسخ #5 : آگوست 30, 2016, 11:07:54 am »
عشق خوابگاه است و در آنجا محراب است
عشق بستر است و در آنجا دریاست
عشق فراز بام است و در آنجا آسمان است
عشق آسمان است و در آنجا ملکوت است
عشق گرم شدن است و در آنجا گداختن است
عشق خواستن است و در آنجا ... نمی دانم چیست ؟ نمی دانم چه بگویم
؟ کلمات را آنجا راه نمی دهند که بروند و ببینند وبرگردند و برایت حکایت کنند ... ای انسان ! ای که جز با پیام وحی , جز با کلمه الله به آن خلوت زیبای غیبی راه نداری !

تجهیزات آزمایشگاهی
شیشه آلات آزمایشگاهی