نویسنده موضوع: حقیقت تلخ  (دفعات بازدید: 1785 بار)

باران

  • مهمان
حقیقت تلخ
« : مارس 21, 2013, 12:29:58 am »
کاش همیشه در  کودکی  می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانو هایمان زخم می شد .....  :-*

...همیشه نباید زد ...گاهی باید خورد ..."حرف ها را "  :'( :'(

کسانی که پشت سرتان حرف می زنند دقیقا به همان جا تعلق دارند ...پشت سرتان  :-X

ساکت که می شینی میذارن پای جواب نداشتنت ؛عمرا اگه بفهمن داری جون می کنی تا حرمت ها رو نگه داری   :P

بعضیا مرگ مغزی شدن انگار ؛هر روز قلبشون رو اهدا می کنن به یکی ::) 

شاد بودن تنها انتقامی ست که انسان می توانداز زندگی بگیرد   :(

هر بن بستی حداقل یک راه دارد .....راه برگشت ....  ;D

زندگیبه تو همان چیزی رامیدهدکه به آن میاندیشی ......زیبا بیندیش ;)

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش ...اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن ؛همه رهگذرند....  ;)

به غیر از خدا، به هر آنچه امید داشته باشی ،خدا از همان چیز نا امیدت می کند..  :)

وقتی اورجینال به دنیا اومدی ...حیفه که کپی از دنیا بری....خودت باش!  :o

زمانی که خاطرههایت از امیدت قوی تر شدند پیر شدنت شروع میشود ...  8)

بزرگترین افسوس آدمی اینه که می خواد ولی نمی تونه و به یاد میاره روزی که می تونست ولی نخواست ....  :(

باران

  • مهمان
پاسخ : حقیقت تلخ
« پاسخ #1 : مارس 21, 2013, 01:57:52 am »
هیچ ورزشی برای قلب مفید تر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست...

وقتی خدا مشکلت رو حل می کنه به توانایی هاش ایمان داری ...وقتی خدا مشکلت رو حل نمی کنه به توانایی هات ایمان داره ...

هزاران معجزه میان آسمان وزمین معطل است دستی باید تا معجزه ها را فرود آورد

آموختم هر گاهکسی یادم نکرد ؛من یادش کنم ...شاید او تنها تر از من باشد...

خاطرات خیلی عجیبندگاهی میخندیم به روزهایی که گریه کردیم <گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم ....

چه بسیارند اشخاصی که باصدای کلنگ گورکن ازخواب بیدار میشوند...

همیشه به قلبت توجه کن با اینکه سمت چپه اماهمیشه راست می گه..

تولد انسان همانند روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن ،بنگردر این فاصله چه کردی ...گرما بخشیدی ؟...یا سوزاندی ؟....

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری .....

از چه دلتنگ شدی ؟؟؟دلخوشی ها کم نیست ....بهتر ببین .....




ramezani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 2670
  • Karma: +16/-7
  • نام: مجتبی
  • نام خانوادگی: رمضانی
پاسخ : حقیقت تلخ
« پاسخ #2 : مارس 25, 2013, 10:59:33 am »
ممنون واقعا زیبا بود :)

باران

  • مهمان
پاسخ : حقیقت تلخ
« پاسخ #3 : مارس 26, 2013, 02:30:32 am »
قابلی نداشت ;)

باران

  • مهمان
پاسخ : حقیقت تلخ
« پاسخ #4 : مارس 26, 2013, 03:05:35 am »
زندگی "باغی "است که با عشق "باقی"ست "مشغول دل "باش نه "دل مشغول "....بیشتر غصه های ما از قصه های خیالی ماست....پس بدان اگر فرهاد باشی "همه چیز "شیرین "است ........ :D :D :D

باران

  • مهمان
پاسخ : حقیقت تلخ
« پاسخ #5 : آپریل 18, 2013, 04:43:40 am »
روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس ....معنای آن را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم...... :-[

کاش می توانستم تمام دلتنگی هایم را بر کوله بار خدا می ریختم... تا با تنهایی اش ...به کول بکشد... بدون هیچ خمی به ابرو ....اما افسوس ....که داده را پس نمیگیرد...

نقاش خوبی نبودم ...اما...این روزها ...به لطف تو انتظار را ....دیدنی می کشم .....

zsobhani

  • Hero Member
  • *****
  • ارسال: 827
  • Karma: +2/-6
  • تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
پاسخ : حقیقت تلخ
« پاسخ #6 : آپریل 20, 2013, 09:21:02 pm »
ما خوب ياد گرفتيم در آسمان مثل پرندگان باشيم و در آب مثل ماهيها،
اما هنوز ياد نگرفتيم روي زمين چگونه زندگي کنيم
والعصر که بی عشق تو در خسرانم ...
*اللهم عجل لولیک الفرج*